مشاوره؛ جايگاه، اهميت و راهكارهاي نهادينه شدن آن در جامعه

زلال هدايت: در خدمت جناب حجت‌الاسلام و المسلمين آقاي دكتر بي‌ريا هستيم. موضوع گفت و گوي ما، جايگاه و اهميت مشاوره و راهكارهاي نهادینه شدن آن در جامعه اسلامي است. امروزه، مشاوره از موضوعات بسیار جذاب و ضروری جامعه اسلامی ما است. مراكز زیادی در جامعه اسلامي ما اقدام به مشاوره در عرصه‌ها‌ي گوناگون مذهبي، حقوقي، خانوادگي، تحصيلي و... می‌کنند. ولي با اين وجود، عموماً خانواده‌ها کمتر نسبت به مشاوره روي خوش روي نشان داده و از آن استقبال می‌کنند. بحث امروز ما، به نوعي طرح اين مسئله است كه مشاوره چيست؟ آيا تفاوتي بين مشاورة مذهبي و غيرمذهبي وجود دارد، و نهايتاً، چه راهكارهايي بايد انديشيد تا بتوان مشاوره را در جامعه اسلامي نهادينه نمود. سؤال اول از خدمت جناب آقاي دكتر بي‌ريا اين است كه از نظر ايشان معنا و مفهوم مشاوره چيست؟

حجت الاسلام دكتر بي ريا: بسم الله الرحمن الرحيم. در اين زمينه مي‌توان به آياتي از قرآن كريم استناد كرد كه مسئله شورا را مطرح مي‌كنند. چند آيه در قرآن كريم و حتي سوره‌اي به نام سوره «شوريٰ» در قرآن مطرح شده است. هرچند اينها ناظر به اين مفهوم مشاوره كه الان مورد بحث ماست، نيست؛ زيرا كريمة «و امرهم شوري بينهم» يك مسئله‌اي اجتماعي است. «اَمرهُم» يعني امري كه متعلق به ايشان است. اين خود يك مفهوم اجتماعي را بيان مي‌كند؛ يعني كارهاي اجتماعي و كارهاي جمعي خود را به صورت مشورت با هم حل كنيد. اين منشأ به وجود آمدن شوراهاست.
فلسفة تشكل‌هاي شورايي كه امروزه ما در جامعه اسلامي خود داريم، انجام امور اجتماعي جامعه مسلمين است. خداوند متعال در قرآن كريم به پيامبر اكرم(ص) امر مي‌كنند كه با مؤمنان مشورت كن:«و شاورهم في الامر فاذا عزمت و توكل علي الله». با آنان مشاوره كن. وقتي كه جزم پيدا كردي راجع به يك مسئله‌اي، پس از مشورت، توكل به خدا كن و آن كار را انجام بده. در اين آيه به استفاده از خرد جمعي و نظرات ديگران تأكيد شده است. فلسفة كلي مشورت را مي‌توان بهره‌گيري از مهارت، تجربه، عقول و خرد جمعي ساير انسان‌ها دانست كه انسان با مشورت و مشاروه از ديگران به اين مهم نايل مي‌آيد؛ يعني كسي كه مي‌خواهد كاري را انجام دهد، بايد از يك متخصص راهنمايي و مشورت بگيرد. معمولاً افراد جامعه از كساني كه در يك زمينه‌اي تخصصي دارند، به آنان مراجعه مي‌كنند و مشكل خود را برطرف مي‌كنند يا كسي مي‌‌خواهد تصميمي بگيرد، به راهنمايي نياز دارد. به كسي كه مورد اعتماد اوست مراجعه و مشكل خود را برطرف مي‌كند. هر دوي اينها را مشورت و مشاوره به معناي خاص مي‌گويند.
آية ديگر قرآن مي‌فرمايد: «فاسئلوا اهل الذكر إن‌كنتم لاتعلمون» خداي متعال مي‌فرمايد: از اهل ذكر بپرسيد، اگر نمي‌دانيد. شايد شأن نزول آيه اين باشد كه آية شريفه دربارة علوم مربوط به انبيا و علم دين و اينهاست؛ اطلاعات مربوط به علماي اديان گذشته، مسيحي‌ها، يهودي‌ها‌ و‌ بشارت‌هاي آنها است. علومي كه آنان دربارة پيامبر ما به آنان خبر داده شده بود كه پيامبري با اين اوصاف خواهد آمد. اگر نمي‌دانيد برويد از آنان بپرسيد. از اهل آگاهي بپرسيد. اما ممكن است اين آيه را به معناي «رجوع جاهل به عالم» هم تلقي كنيم و از آن، مطلق ضرورت مشورت را استنتاج كنيم.
البته، مشورت و رجوع جاهل به عالم يك مسئلة عقلايي است. مراجعه كسي كه مي‌داند به كسي كه نمي‌داند، امري طبيعي است و در مسائل مختلف و حتي در جوامع و فرهنگ‌ها گوناگون وجود دارد. براي مثال، ما در زندگي اجتماعي خود بطور روزمره هنگام بيماري به پزشك مراجعه مي‌كنيم. مراجعه به متخصص در امور ديني و مراجعه مقلد به مرجع تقليد نيز از همين همين باب است. و امري عقلايي و ضروري است.
اما بحث مشاوره، معمولاً در مسائل زندگي و اموري مربوط به ازدواج، مشكلات خانوادگي، فرزندپروري، نوع آموزش‌ و تربيت در خانواده‌ها، مشكلات رواني و امثال اينها مورد نظر هست. بالاخره، افراد در زندگي خود ممكن است با مشكلات فراواني روبرو شوند. اين گونه افراد به افراد متخصصي كه معمولاً متخصص روان‌شناسي، يا علوم مشاوره است و يك تبحر و تجربه‌اي دارد و يا در مسائل باليني تخصص دارد، مراجعه مي‌كند و مشاروه مي‌گيرد و مشكل فرد را حل مي‌كند.
در تاريخ پيدايش حوزه‌هاي علميه، روحانيت و علماي ما همواره بطور غيررسمي مسئله مشاوره به معناي مشاوره ديني و مشاوره خانوادگي وجود داشته است؛ چون يك عالم، به خصوص عالمان شيعه با مردم بسيار دم خورند؛ يعني با آنان حشر و نشر دارند. مردم آنان را امين خود مي‌دانند و از ابتداي تولد نوازد خود گرفته و از اذان و اقامه گفتن در گوش نوزاد تا آموزش دين، نماز، احكام شرعي، ازدواج و مسائل ديگر با روحانيون مشورت مي‌كنند. مساجد خود يك پايگاه اجتماعي ديني است. مردم به آنجا رفت‌ و آمد مي‌كنند. همواره عالمان ديني در مساجد حضور دارند و مورد اعتماد مردم هستند و مردم هم راز دلشان را با عالم ديني مطرح مي‌كنند؛ چون عالم ديني را يك انساني مي‌دانند كه دنبال منافع شخصي و فردي خودش نيست. كسي است كه راز آنان را حفظ مي‌كند. از‌اين‌رو، ما مي‌بينيم كه فعاليت‌هاي اجتماعي علماي ما بسيار پر رنگ بوده است و همواره جمعيت‌هاي مسلمان ما با يك عالم دين مرتبط بودند و با وي تعامل داشتند و مشاور‌ه‌هاي زيادي نسبت به امور مختلف زندگي خود با وي داشتند. اي كاش بعضي از اينها مكتوب‌ مي‌شد؛ زيرا معمولاً علماي ديني ما تجربه‌هاي خودشان را نمي‌نويسند و مكتوب نمي‌كنند. ممكن است بعضي‌ از نظرات تخصصي و ديني عالمان دين، نسبت به امور مختلف زندگي اجتماعي عصر خود، حتي نزاع‌هاي خانوادگي، نزاع‌هاي قومي و قبيله‌اي و... به صورت كتاب چاپ شده باشد، ولي عموماً اين گونه نيست. مثلاً، وقتي يك عالمي آمده بين دو روستايي كه فرض با هم دعوا داشتند، صلح ايجاد كرده، خود اين يك نوع مشاوره است؛ يعني يك كار اجتماعي است. عالم ديني آمده و افراد را راضي كرده كه با هم بسازند، كنار هم و با هم كار كنند. يا صلح بين زن و شوهر و مشكلاتي كه خانواده‌ها دارند. از اين دست مسائل بسيار در جامعه ما در گذشته‌ها بوده و امروز هم فراوان اتفاق مي افتد. اينها همگي مشاوره است.
به هر حال، امروزه در جامعه‌ ما نهادهاي مدني بسيار وجود دارند، آموزش‌هاي رسمي‌ در آموزش و پرورش، آموزش عالي به يك شكل منظمي وجود دارد. به نظر مي رسد،‌ حضور عالمان ديني در اين مراكز بايد كمي پررنگ‌تر باشد؛ يعني نمي‌توان گفت كه عالم ديني نبايد در دانشگاه يا در مراكز آموزش و پرورش و آموزشي عالي و يا در مدارس حضور پيدا كند. بايد فقط در مسجد حضور يابند و پاسخگوي مسائل شرعي مردم باشند. اين درست نيست. به نظر مي‌رسد، بايد مراكز تخصصي مشاوره‌اي تأسيس كرد و عالمان ديني تحصيل كرده در آنجا حضور يابند و با آموزش‌هاي تخصصي كه دارند، مشكلات گوناگون مراجعان را در عرصه‌هاي مختلف پاسخ دهند.
امروزه در جامعه، به خصوص در كلان شهرها مراكز مشاوره‌اي زيادي تاسيس شده‌اند و اقدام به مشاوره مي‌كنند. طبيعي است كه افراد و كارشناسان اين گونه مراكز بايد صلاحيتشان محرز شود. حتماً بايد به اينها از مراكز معتبر، گواهي نامه و اجازه فعالبت داده شود. حال افرادي كه به مساجد و به عالمان و كارشناسان ديني مراجعه مي‌كنند، برخي از اين‌گونه مراجعان را، كه مشكلات حادي دارند، مي توان به اين گونه مراكز مشاروه‌اي ارجاع داد. علاوه بر اين، مي‌توان در مراكز علمي و دانشگاهي و حتي در مدارس و آموزش و پرورش، مراكز مشاوره تأسيس كرد تا مراجعان مشكلات خود را در اين مراكز با كارشناسان طرح و برطرف نمايند.
معمولاً در كشورهاي غربي افرادي كه داراي مشكلات حادي هستند، اين خلاً را با يك روان‌شناسي پر مي‌كند؛ يك روان‌شناس باليني، روان‌شناس مشاور كه بتواند مشكلات رواني افراد را بررسي كند و يا او را به پزشك، روان پزشك و يا به مركز درماني ارجاع دهد و يا اينكه خودش به اقدامات مشاوره‌اي دست بزند و روان‌درماني كند، اين امر در جوامع غربي نهادينه شده است.
در جامعه اسلامي ما هم بايد در عرصه‌هاي گوناگون، ما مشاورة ديني داشته باشيم، به خصوص وقتي ما زير بناهاي ديني خود را در نظر مي‌گيريم، نوع مشاورة رواني‌ ما هم بايد متفاوت ‌باشد. يعني در حقيقت، ما مشاورة رواني اسلامي بايد داشته باشيم. يعني مشاوره ديني بايد با بهرگيري از موازين اسلامي صورت ‌گيرد. در آن رعايت حلال و حرام خدا بشود.

زلال هدايت: با تشكر. چند نكته از فرمايشات حضرت‌عالي برداشت مي‌شود: اين‌كه، لزوماً مشاوره به معناي اين نيست كه مركزي به عنوان متولي مشاوره باشد، تابلويي داشته باشد، افراد خاصي به آن مركز مراجعه كنند و مشاوره بگيرند. تلقي عام از مشاوره،‌ همان كاري است كه مبلغان ديني انجام مي دهند. روحانيون ما همواره در ميان مردم، ‌مساجد، حسينيه‌ها و تكايا حضور دارند. مردم مسائل و مشكلات مذهبي‌، خانوادگي‌ و مسائل مختلف زندگي‌ خود را با آنان در ميان مي‌گذارند. اين كار نوعي مشاوره است. در عين حال، ضرورت دارد مراكزي هم تأسيس شود و به طور تخصصي، به مسائل و مشكلات مردم رسيدگي كنند. البته، نظارت بر اين مراكز لازم و ضروري است.
بُعد ديگر فرمايش شما اين است كه، ما مشاوره مذهبي و غيرمذهبي داريم. براساس محتوا و نوع مشاوره‌اي كه ارائه مي‌شود، مشاوره مي‌تواند مذهبي يا غيرمذهي باشد. اگر در مشاوره از مباني ديني و كلام نوراني اهل بيت‌(ع) و قرآن بهره گرفته شود، مشاوره ديني است. در عين حال، مشاوره‌هايي هم وجود دارد كه در عرصة روان‌شناسي، روان‌شناسي باليني و.. مسائل خانوادگي و اختلافات خانوادگي افراد جامعه را برطرف مي‌‌كند. در بخش اول، و تلقي عام از مشاوره، ما‌ نيازي به تاسيس مركز خاصي براي مشاوره نداريم. روحانيون كساني هستند‌ كه مردم به آنان اعتماد دارند و مسائل خود را با آنان مطرح مي‌كنند و مشكلات خود را حل مي‌كنند. اين موضوع از گذشته‌هاي دور بوده و الان هم در جامعه ما مطرح است.
ولي بحث ديگري كه مطرح مي‌شود، اينكه عموماً افراد و خانواده‌ها، از اينكه به مراكز خاص مشاوره‌اي مراجعه كنند ابا دارند. شايد در اينجا اين ذهنيت منفي بي تاثير نباشد و آن اين كه، كساني كه به مراكز مشاوره مراجعه مي‌كنند، افرادي هستند كه به نوعي داراي مشكل هستند. اين افراد مي‌ترسند از اينكه مسائل و مشكل خود را با ديگران مطرح كنند. در واقع، مراجعه به يك مشاور، گويا مراجعه يك بيمار به پزشك است. به نظر شما، آيا علل كم اقبالي از مراكز مشاوره‌اي و يا نهاينه نشدن مشاوره‌ در جامعه اين امر نيست؟
حجت‌الاسلام دكتر بي‌ريا: نكتة خوبي را شما اشاره فرموديد؛ يعني اينكه ما نبايد مشاوره‌هاي غيررسمي‌ خود را از دست بدهيم. فكر مي‌كنم در جوامع ديگر كم و بيش اين‌طور باشد. فرض كنيد، در يك مدرسه‌اي در يك كشور غربي، اگر دانش‌آموزي در مدرسه يك مشكل جزيي داشته باشد، مي‌رود نزد معلمش و مشكل خود را با او در ميان مي‌گذارد. معلم با يك راهنمايي جزيي مشكل او را حل مي‌كند. مسلماً اين فرد ديگر پيش مشاور نمي‌رود. بله، اگر در سطح عموم، مردم بطور روزمره بتوانند با مراجعه به مراكز معتبر،مسائل و مشكلات خود را حل كنند، اين خود كمك به بهداشت رواني عمومي مي‌كند. يعني مجموعه مراكز مشاوره‌اي كارآمد و مورد اعتماد مردم در جامعه بايد وجود داشته باشد. در جامعه اسلامي ما، مساجد و علما ما اين كار را انجام مي‌دهند. البته، خوب است كه عالمان ديني ما آموزشي تحصصي در خصوص مشاوره بينند. يعني آگاه بشوند از چند جهت: يكي اينكه خوب فن مشاوره را ياد بگيرند؛ دوم اينكه، ما يك سيستم مشاوره‌اي طبقه‌اي در كشور طراحي كنيم كه در مرحله اول، در مدارس، ادارات دولتي، سازمان‌ها و در مرحله بعد در جامعه كه افراد بتوانند به اين مراكز مراجعه و مشكل خود را حل كنند. در مرحله سوم، كساني كه دچار افسردگي شديد و يا در معرض حاد شدن هستند، به مراحل تخصصي مشاوره‌اي مراجعه كنند. يعني ما يك مجموعه‌اي از مشاوران را يكي در سطح عام در نظر بگيريم، بعد در سطح دوم و در سطوح تخصصي‌تر به آنان مشاوره بدهيم. يك مجموعه مراكز مشاوره‌اي تخصصي از سطح پايين گرفته تا سطوح بالاتر در جامعه داشته باشيم.
در مشاورة ديني هم خوب است اين سطح بندي رعايت شود. سطح پايين آن را مبلغان ديني و ائمه جمعه و جماعات تشكيل مي دهند كه مردم با مراجعه به ايشان، شبهات ديني و معضلات اخلاقي خود را برطرف مي‌كنند. در سطح تخصصي‌تر، مراكز پژوهشي حوزوي تأسيس و با نظارت بر آنان، طلاب تحصيل‌كرده و عالمان ديني مشكلات فرهنگي و شبهات ديني جامعه را رصد كرده، پاسخ‌هاي عالمانه و كارشناسانه آن را بيابند و در اين عرصه به جامعه خدمت نمايند.
بنابراين، مي‌توان مشاوره را از مدارس شروع كرد. بعد سطوح مشاوره‌هاي تخصصي و بسيار تخصصي را براي افرادي از مشكلات‌ حاد روحي، اخلاقي و... رنج مي‌برند، در نظر گرفت. اين مراكز مشاوره‌اي بايد با هم در ارتباط باشند. بنابراين، ضرورت دارد ما اين سنت‌ جاري را توسعه دهيم، در مساجد، حسينه‌ها، مدارس، ادارات، وزارت خانه‌ها، دانشگاه‌ها و در جامعه. مراكز مشاوره‌اي شناسنامه‌دار تأسيس و با نظارت كافي به آنان، مشاوره را در جامعه نهادينه ساخت.
براي مثال، سنت حسنه علما در باب استخاره، خودش يك نوع مشاوره و طلب كار خير است. كسي به عالم ديني مراجعه مي‌كند و از او استخاره و مشورت مي‌گيرد. مي‌گويد مي‌خواهم فلان كار را بكنم، به نظر شما اين كار خوب است. گاهي هم قبل از استخاره، با مشورت مشكل او را حل و نوبت به استخاره نمي‌رسد. اينها بسيار خوب است و در جامعه بايد تقويت و نهاينه شود. اين يك اشتباه بزرگ و استراتژيك است كه برخي مي‌گويند: نبايد آقايان طلاب و روحانيون و يا ائمه جماعات در اين مورد دخالت كنند. بايد افراد را به مراكز مشاوره ارجاع دهيم. اين درست نيست، بايد مراكز مشاوره كار خودشان را در يك سطح تخصصي‌تري انجام مي‌دهند و در سطح عمومي ما نياز داريم كه اين مشاوره‌ها را در مساجد، مدارس و ... هم داشته باشيم. معلم‌ها بايد در يك سطحي، از فن مشاوره عمومي برخوردار باشند. به هر حال، معلمان يا تعامل درست با والدين مي‌توانند مشكلات درسي، اخلاقي و...، دانش‌آموزان را برطرف كنند. نيازي به ارجاع اينها به مراكز مشاوره نيست. بله، مراكز مشاوره لازم است در سطح تخصصي به افراد مشاوره دهند. اين سطوح سلسله مرتبه‌اي است.
بايد در كشور ما، مراكز ويژه عالي مشاوره‌اي داشته باشيم. در مسائل ديني براي پاسخ به شبهات ديني بايد مراكز تخصصي داشته باشيم. اگر يك استاد دانشگاهي يك شبهه‌اي دارد، بايد مشكل خود را چگونه حل كند. بايد به يك مركزي مراجعه كند و مسائل ديني خود را از يك مركز معتبر بگيرد. همان‌طور كه افراد مسائل ديني، اعتقادي، شرعي، اخلاقي و يا خانوادگي خود را از مراكز قابل اعتماد مي‌گيرند. پس، ما بايد يك سيستم هماهنگ در سطوح مختلف جامعه طراحي و تأسيس كنيم كه در قاعده آن، مساجد،‌ ائمه جماعات، جمعه و مبلغان ديني و سفيران هدايت قرار دارند و در سطح عام از مشاوره برخوردارند. سطح ديگر هم اندكي تخصصي‌تر است. مثلاً در مدارس، ما كساني را داشته باشيم كه به دانش‌‌آموزان مشاوره بدهند. بعد در دانشگاه‌ها، ما بايد مراكز مشاور داشته باشيم. همچنين در سطح عالي‌تر در جامعه و در مراكز استان‌ها، بايد مراكز مشاوره تخصصي معتبر و مورد اعتماد مردم تأسيس كنيم كه اين مراكز بتوانند براي مراجعان مشورت دهند. اينها را دولت بايد سازماندهي كند. اينها بايد طراحي بشود و در جامعه نهادينه شود. به نظر مي‌رسد، اگر ما چنين كاري را انجام دهيم، بسيار خوب مي‌توانيم در رفع معضلات فكري و ديني جامعه‌ خود گام‌هاي اساسي برداريم.
با اين طرح، مي‌توان بسياري از معضلات و مشكلات، اخلاقي، ديني، فرهنگي جوانان را برطرف كرد. براي مثال، دروس اخلاق گاهي كمك مي‌كند تا افراد مشكلات جزيي خانوادگي خود را برطرف كنند. اما گاهي يك كسي دچار حسادت است. مي‌خواهد حسادت خود را برطرف كند، به يك مشاور مراجعه مي كند و او نيز با ارائه راهكارهاي عملي براحتي پس از 6ـ5 جلسه مشكل او را برطرف مي‌كند. براي مثال، در خصوص شناسايي ميزان كارآمدي خانواده هم اينك در مراكز مشاوره‌اي پرسش‌نامه‌هايي وجود دارد كه افراد با پاسخ به آنها، مي‌توانند ميزان كارآمدي خانواده را تشخيص دهند. البته، آموزش‌هاي تخصصي مشاوره‌اي، نظارت بر مراكز مشاوره‌اي امري ضروري است.
از سوي ديگر، مراكز تحقيقي ما بايد ابزارهاي لازم و صلاحيت‌هاي لازم را كسب كنند و با نقد تئوري‌هاي غربي، از آموزه‌هاي ديني براي درمان بيماران بهره گيرند. بايد تئوري‌هاي علمي را استخراج كنند. اين كار بايد به سرعت صورت گيرد و به اصطلاح، مشاوره اسلامي و ديني بايد يه صورت علمي تدوين شود. اين يك ضرورت است.

زلال هدايت: با تشكر. به نظر حضرت‌عالي‌ آيا در جامعه اسلامي ما براي مراكز مشاوره‌اي متولي خاصي وجود دارد؟ بله، در حوزه‌هاي علميه، كم و بيش مراكز تخصص مشاوره‌اي وجود دارد كه به صورت تخصصي به طلاب مشاوره مي‌دهند، متولي آنان، حوزه علميه است. بهزيستي هم مراكزي را تحت همين عنوان دارد و بر آن نظارت مي‌كند. اما برخي مراكز خصوصي هم در سطح كشور در زمينه مشاوره فعال هستند. آيا براي تأسيس و يا نظارت بر اين گونه مراكز متولي خاصي وجود دارد؟ علاوه بر اين، شما چه راه‌كارهاي اجرايي براي نهادينه شدن مشاوره در جامعه داريد.

حجت الاسلام دكتر بي‌ريا: خوشبختانه امروز نظام اسلامي ما در اين زمينه كارهاي خوبي انجام داده است. الان ما مراكز مشاوره‌اي زيادي در سطح جامعه داريم و افراد زيادي در آنها فعاليت مي‌كنند. هر چند در اين مراكز با تئوري‌هاي غربي ارائه راهكار و درمان مي‌شود، اما بايد متوليان امور مثلاً وزارت بهداشت و يا ساير سازما‌ن‌ها، كه متولي اين گونه امور هستند، نظارت جدي بر مراكز مشاوره و درمان و مسائل بهداشت رواني جامعه داشته باشند. بايد با نظارت جدي و با ورود كارشناسان و متخصصان متعهد حوزه و دانشگاه به اين گونه مراكز آنها را تقويت كنند. بايد اين گونه مراكز در مراكز علمي راه پيدا كند و در جامعه نهادينه شود؛ يعني بايد به تدريج روش‌هاي آنان اصلاح شود. بايد روان‌شناسي علمي و مشاوره‌هاي ديني در برنامه‌ريزي وزارت‌خانه‌ها راه پيدا كند. شوراي عالي انقلاب فرهنگي در اين زمينه بايد طرح‌هاي مورد نظر را تصويب كنند. البته، معناي اين امر نفي مراكز مشاوره تخصصي پزشكي نيست. بالاخره، يك جاهايي هم هست كه حالا به علت اينكه ما اين علم روان‌شناسي و روان درمان اسلامي‌مان هنوز رشد و يا توسعه نيافته و سال‌ها ممكن است طول بكشد تا ما به تئوري سازي خاص برسيم و بتوانيم ارائه درمان كنيم، آنها بايد با قوت به كار و فعاليت خود ادامه دهند. مثلاً كسي مبتلا و يا دچار افسردگي شديد است، دچار يك بيماري رواني است، نمي‌شود او را حواله دهيم به اينكه بايد تحقيقات ما نتيجه بدهد!
بنابراين، ضرورت دارد مراكز تحقيقات حوزوي و دانشگاهي در زمينه مشاوره اسلامي شبانه روز فعاليت كنند و آموزه‌هاي ناب ديني را از منابع اصيل استخراج نمايند و به نوعي به اسلامي كردن مشاوره اقدام نمايند. اين مراكز ديني و مراكز درماني بايد به نوعي با هم تعامل داشته باشند. بالاخره، ناچار با روش‌هاي غربي موجود درماني مثلاً پزشكي و دارو و اين چيزها بايد حداقل كنترل‌ها صورت گيرد. چاره‌اي از اين مسائل نيست. بايد مركزي واحد، سياست‌هاي كلان را در اين زمينه تدوين كند. به اصطلاح، پايگاه و قرارگاه فرهنگي كشور بايد متولي اين مسئله باشد. از آنجا بايد اين طرح شروع شود. برنامه‌ريزي شود. مراكز ديني كه آمادگي دارند، بايد به صورت تخصصي اين مسائل را شروع كنند. كادرسازي‌هاي لازم بايد انجام شود. به تدريج اينها را بايد توسعه داد. بايد اين مراكز بتوانند كل كشور را تحت پوشش خودش قرار دهند. به عبارت ديگر، ما بايد يك برنامه كوتاه مدت، ميان مدت و بلندمدت براي نهادينه شدن امر مشاوره در جامعه داشته باشيم و براي اينكه بتوانيم به اهداف كامل مشاورة‌ ديني دست پيدا كنيم، نظام بايد وارد عمل شود.

زلال هدايت: با تشكر از اينكه زحمت كشيديد و وقت خود را در اختيار ما گذاشتيد. ان‌شاءالله بتوانيم مروج مسائل ارزشي، ديني و مشاورة مذهبي در جامعه‌ اسلامي خود باشيم.
 
برگرفته از وبلاگ http://moshaverehdini.blogfa.com/post-26.aspx